چارانه های رمضان
( 1 )
آیینه ! غزل ببار در دستانم
یک جام غزل گذار در دستانم
در باغچه ی بهار قرآن هر روز
یک شاخه غزل بکار در دستانم
(2)
معراج دعا دریچه ی عرفانت
آیین سحر آینه ی چشمانت
من تشنگی کهنه ، تو ابر برکات
اینک رمضان ؛ دست من و دامانت
(3)
ابرانه به دشت لوت ِدل ، جاری ، تو
در حافظه ی سکوت دل جاری ، تو
چون عکس فرشته ی دعا وقت سحر
در آینه ی قنوت ِدل جاری ، تو
(4)
ای همسفر سلوک عرفانی من
آرامش لحظه های طوفانی من
جمعیت خاطرم به مهرت بسته ست
همواره بتاب بر پریشانی من
(5)
ای نغمه سرای مهربانی ! ای عشق
پژواک سرود آسمانی ! ای عشق
ما را به رباعی دعایی دریاب
ای شاعر شعر زندگانی ! ای عشق
(6)
افطارو سحر مبر مرا از نظرت
تا عرش ِ دعا ، بکن مرا همسفرت
ای کاش که یک برگه ی ریحان بودم
در گوشه ی بشقاب غذای سحرت
(7)
من دشت عطش ، تو مهربانی سحاب
من شب زده ی گناه و تو ماه ثواب
بر دشت عطش ابر گرانبار ! ببار
بر برکه ی شب ای گل مهتاب ! بتاب
(8)
پروانه شوم ، چرخ زنم دور سرت
آلاله شوم ، سبز شوم در گذرت
باید چمدان خویش را بردارم
تا در سفر عشق شوم همسفرت
(9)
من سبزه ی آلاله لب های توام
مفتون حلاوت رطب های توام
با بارگناه و شرم و امید گذشت
محتاج دعای نیمه شب های توام
(10)
ای دلبر طناز بیا در بغلم
با عشوه و با ناز بیا در بغلم
تا وقت سحر توی بغل باش مرا
افطار که شد باز بیا در بغلم
(11)
دلتنگ توام خدا تو را سبز کند
در باغچه ی عبور ما سبز کند
در آینه ی دلم که جاری هستی
در دیده ی من تو را خدا سبز کند