یک سپید و چار چارانه
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٥  کلمات کلیدی: رباعی امروز ، چارانه ، شعر معاصر ، شعر سپید

 

کاش...

کاش مرا دست نوازشی بخواباند

در آغوش سکوت آبی کوپه ای سبز

هنگامی که سوت ممتد قطار دلواپسی ام

خروج از ایستگاه مهربانی چشم تو را

اعلام می کند

چارانه های ناچار 

(1)

یک آینه نقش درد سهم دل من

یک چشمه سرشک مرد، سهم دل من

یک دشت وسیع بی غمی قسمت تو

یک غمکده آه سرد سهم دل من

(2)

در خرمن ماه با تو خواهم رقصید

مثل پر کاه با تو خواهم رقصید

در یک شب عاشقانه ی شعرانگیز

تا مرزگناه با تو خواهم رقصید

 

(3)

با مردمک دیده ی آبی بانو !

گیسوی شرابی طنابی بانو !

آویخته ای دل غزل نوشم را

بر لرزش امواج خرابی بانو ! 

 

(4)

شفاف تر از جلای شیشه چشمت

سرسبزتر از نگاه بیشه چشمت

 بازنده منم عزیز! در بازی عمر

برده ست دل مرا همیشه چشمت