چارانه های ناچار7
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢۸  کلمات کلیدی: رباعی امروز ، سعیدعندلیب ، شعرمعاصر

 

غم، حادثه ، تردید، من و تنهایی

یک شیشه ی می لبالب و تنهایی

من مانده کنار جاده ی خاطره ها

با یک چمدان سوز و تب و تنهایی

 

از هرچه بهار، هست بالا دستت

بالاست ز هر بهار زیبا دستت

هر طرح که در فکر طبیعت باشد

آن طرح کلید می خورد با دستت

 

چشمان سیاه تو مرا خواهد کشت

افسون نگاه تو مرا خواهد کشت

این گونه که آه می کشد لب هایت

پس لرزه ی آه تو مرا خواهد کشت