چارانه های ناچار7

 

غم، حادثه ، تردید، من و تنهایی

یک شیشه ی می لبالب و تنهایی

من مانده کنار جاده ی خاطره ها

با یک چمدان سوز و تب و تنهایی

 

از هرچه بهار، هست بالا دستت

بالاست ز هر بهار زیبا دستت

هر طرح که در فکر طبیعت باشد

آن طرح کلید می خورد با دستت

 

چشمان سیاه تو مرا خواهد کشت

افسون نگاه تو مرا خواهد کشت

این گونه که آه می کشد لب هایت

پس لرزه ی آه تو مرا خواهد کشت

/ 19 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی آخرتی

بی دست و بی دامن شدن دستار می خواهد با شور رقصیدن نوای تار می خواهد به روزم

سید علیرضا رئیسی گرگانی

سلام و عرض ادب دارم محضر استاد بزرگوار نمیدانم چه علت دارد نه در مرور گر فایرفاکس و نه در اکسپلورر این نوشته ها دیده نمیشود فقط این پست اینجور میباشد من که یک صفحه سفید دیدم و حیف که نمشود خواند ارادتمندم جناب آقای عندلیب استاد بزرگوار

گل گاوزبان

عالی عالـــــــــی عالــــــــــــــــــــــــی

نسیم

سلام مرسی ک بهم سر زدی اون وبمو حذف کردم دوس داشتی بیا به این ادرس www.uandme71.blogfa.com lkjzvjl

مبارز

پس لرزه ی آه تو مرا خواهد کشت... زیبا بود و دلنشین. دستتان درست استاد عزیز. یاعلی

لیلا

غم، حادثه ، تردید، من و تنهایی بسیار زیبا

لیلا

غم، حادثه ، تردید، من و تنهایی

لیلا

سپاس از حضور گرمتان

ادیب

ارادت همچنان باقیست !

محمد علی رحمتی

سلام بسیار عالی ست ...به نظر من اگر باشد " اینگونه که آه می کشی معلوم است " بهتر است در ضمن وبلاگ مرا هم ببینید..مرسیhttp://robaieemrooz.blogfa.com/