زائر چشم هایت( غزل) ، سکوت(آزاد) ،شکیبایی(آزاد)

 زائر چشم هایت

باش امشب به خاطر دل من

سرِ میزِ مجاور دل من

همنوایِ شعور شعرم باش

شور شعر معاصر دل من

عزم دریای چشم تو دارد

باز امشب مسافر دل من

زائرِ چشم های شاعر توست

سینه سرخِ مهاجرِ دل من

تو بمان تا همیشه ، مهتابم !

روشنای معابرِ دل من

من گره خورده طالعم با تو

عشق آغاز و آخِر دل من !

می شود نقش کوچه های غمت

اثر پای عابر دل من

نغمه ی عندلیب چشمت هست

بهترین شعر شاعر دل من

 

 

سکوت

بیان عشق را سکوت کن

بگذار چشم هایت سخن بگویند

 

شکیبایی

اگر بی مهری را تاب می آورم

به شب بی ستاره هم عادت خواهم کرد

تو

ستاره یِ شبِ تقدیرِخود باش

/ 47 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساناز

دوست عزيزم سلام لينك زير مربوط به بخش پيمايش يك مطالعه بنيادي درباره امنیت فرهنگی است. این پژوهش از طرف دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران انجام می شود. لطفا با مشارکت خود در پیشبرد اهداف این تحقیق به ما یاری رسانید. متشکریم http://fws.ut.ac.ir/rtl/winquestion.aspx?path=http://bakhshaei.com/mo3/default2.html

احمد

درود برشما بیان عشق را سکوت کن بگذار چشم هایت سخن بگویند مرسی[گل]

اپیمانه.ر

[گل][گل][گل] خیلی زیبابود

ستاره شب

[گل]

حجازیان

استادعزیزسلام-گاهی وقتاادم دوست داره به گذشته برگرده مثلا"به16-17سال پیش-اونوقت هست که خوندن شعرای شما گذشته هاروتداعی میکنن- همشون خیلی خوب بود -همیشه براتون ارزوی سلامتی وطول عمر میکنم

فرشته

عزم دریای چشم تو دارد باز امشب مسافر دل من آفرین[گل]

محمدی-احمد

سلام برشما خوب صمیمی ایهام موجود در بی مهری خیلی به دلم نشست مرسی[گل]

غلام

شادباشید[گل]

ری را جویباری

سلام دوست عزیز... دعوتید به میهمانی واژه هایم: فرش نهصد شانه می خواهی در جهازت؟ ری رای من؟! دردانه ام! این شانه ها امنی برای بودنت نیست حتی اگر دختر عموجان...