ابرهای ناگهان(غزل)

    

                             

                     ((ابر های ناگهان))       سید سعید عندلیب

دلم برای چشم تو  چقدر تنگ می شود

بی تو به کام دل مرا شهد شرنگ می شود

از سرِ بام چشم خود به سنگ می پرانی ام

منطق چشم تو چرا منطق سنگ می شود

ز ابر های ناگهان که بی درنگ می رسند

دامن انتظار من دشتِ خلنگ می شود

به یمن مهربانی عبور مهربان تو

دهکده ی نگاه من شهر فرنگ می شود

رنگ خزانی من و روی بهارگون تو

به شاخسار آرزو سیب دو رنگ می شود

با تو براق شور من عروج عشق می کند

بی توکمیت شعر من دو باره لنگ می شود

دلی که مثل مشق شب زغم سیاه می شود

دو باره با طلوع تو به آب ورنگ می شود

و باز "عندلیبِ" دل پس از گذشت روز ها

کبوتر حریم آن چشم قشنگ می شود

        ************

                                                           

/ 11 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام حیدری

سلام با یک پست ناگهانی دو شعر غمگین و به شدت هشتاد و هشتی و پنج خبر شاد و امیدوار کننده از سال هشتاد و نه به روزم صد سال به از این سال ها! منتظرم

جمشید مسافر

با سلام عرض ادب/لذب بردم/ایام عزت مستدام

زن-شمن

درود برشما روزگار برشما سبز باد وپر شور[گل]

محمد رضا حسینی مود

سلام لحظه هاتان به شور عشق متبرک باد

روح خدا

به زنده ها اعتماد ندارم تاریخ می خوانم.... سلام نازار بهترید؟ با یک جدید به روزم و منتظر.. نویسا باشی

محمد صادق دهقانی

مات تو با یک عکس پرسنلی باقی مانده از جلال الدین محمد و رابطی با 4 پریز به روز شد. منتظرم

فهیم

سلام استاد ورجاوند ومهربان من شما کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فهیم

استاد خوبم ما انتظار داریم روزی یه بار بروز بشین تا اشعار نغز شما روح مارو پالیش کنه.

کمیلی علیرضا

سلام استاد اومدم وب شعر های همواره قشنگ شما رو خوندم عالی بود استفاده کردم راستی چند روزیه پارک نیومدین؟

الی مقدم

این روزا وقتی تو نت دور میزنم و تصاویر و اخبار غم انگیز میبینم و میخونم بیشتر از هر زمانی با بلاگتون حال میکنم... من و از اون حال زار میبره تو یه حال خوب.....مرسییییییی استادددد ....