در کوچه های درد (غزل) ...

     ((در کوچه های درد))        

می خواستم غزل بسرایم که درد شد

 داغ ستاره بر جگرم آه سرد شد

بر پهلوی غزال ِ غزل زخم غم نشست

مجنون شعرِ دشتِ هنر غم نورد شد

می خواستم که سبز سرایم بهار را

شعرم چو خوشه های خزان دیده زرد شد

در کوچه های درد که درد آشنا نداشت

در جست و جوی مرد، دلم کوچه گرد شد

مردی که از قبیله ی شب باوران نبود

مردان شهر شب زده را پایمرد شد

بی اختیار بغض دل آسمان شکست

نامرد تا مقابل مردان مرد شد

تا اوجگاه چشمه ی خورشید پرکشید

مردی که از نگاه شب تیره طرد شد

/ 61 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ادم برفی

سلام شعرهاتون و خوندم و لذت بردم خوشحال میشم اسری به من هم بزنید یاحق

مریم توفیقی

در آخرین روزهای پادشاه فصل ها پاییز کوچه های اردیبهشتی به روز شد چشم انتظار آمدنتان هستم امضاء: بانوی کوچه های اردی بهشتی

محمد رضا حسینی مود

[گل]

voroojak

مرسی دوست من زیبا بود[گل]

محمد دانشور

می خواستم غزل بسرایم که درد شد .... مخلصم جناب عندلیب خوب و خوش باشید همیشه ....[گل]

کات

[گل]

کارتن خواب

[گل]