انجماد و سکوت (غزل)

        ((انجماد وسکوت))                    سید سعید عندلیب

کاش ای نو بهار من یک بار سر به دشت کویری ام بزنی

و در این سرد زارِ دل سختی دل به حسّ حریری ام بزنی 

مثل نقاش چربدست بهار در غروب خزان برف آلود

"با قلم موی مهربانی خویش"کاش رنگی به پیری ام بزنی

و در اعماق انجماد وسکوت بر فروزی به مهر آتشِ شعر

شعله ای زاتشِ غزل هایت  به دلِ زمهریری ام بزنی

بشکنی قامت خشونت را وقفس های بی مروت را

با شبیخون ناگهان که شبی  به سپاه اسیری ام بزنی

سربلندی گذشته از سرِ ما  اوفتادیم در سرازیری

کاش ای سربلندِ من این بار رگِ این سر به زیری ام بزنی

ببری تا رهایی ام تا اوج  از حضیض اسارت وتبعید

راهی از چاره های ناچاری به دلِ ناگزیری ام بزنی

/ 51 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ادیب

مینای مستی ! استاد عزیز ممنون میشم ببینید ... تا چه در نظر آید ؟؟

ادیب

من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا ارادت بنده به جنابتان از حرف هم گذشته ؛ بنده از اساتید زیادی بهره مند شدم ولیکن جنابتان دل از ما برده اید نمیدانم چرا ؟؟ دولت پیر مغان باد که باقی سهل است دیگری گو برو و نام من از یاد ببر ! از راهنماییتان سپاسگزارم - بیشتر دقت میکنم . باعشق[گل]

ناصر عرفانیان

باسلام ودرود فراوان جناب عندلیب خیلی خوشحال شدم که اتفاقی از وبلاگ زیباوپر محتوای شما دیدن کردم امیدوارم در تمام امور موفق باشید با اجازه لینک شدید اگر مایل بودید بنده ام در خدمت هستم پاینده باشید

جامی

[گل]

زهرا بلوکی

درودبر شما. این شعر زبان یکدستی نداشت .تصاویر و کلمات یکدست نیست . شعری بین سنتی و نو . شاید اشتباه می کنم و چون از نومیدی نوشتین به نظرم سنگین و غیر روان آمد .

مهتاب

درود برشما[گل]

محود خیبری (نجوا)

شاعر ارجمند آقای سید سعید عندلیب دستان درد نکند نه تنها این شعرتان بلکه همه ی اشعار نابتان دلچسب است

محود خیبری (نجوا)

شاعر ارجمند آقای سید سعید عندلیب دستان درد نکند نه تنها این شعرتان بلکه همه ی اشعار نابتان دلچسب است

محود خیبری (نجوا)

شاعر ارجمند آقای سید سعید عندلیب دستان درد نکند نه تنها این شعرتان بلکه همه ی اشعار نابتان دلچسب است

نسیم صبح

[گل]