خلوت آغوش(غزل) و چند چارانه ی بهاری

     ((خلوت آغوش))               سید سعید عندلیب

روى تو زیباست مثل شعر بهارم

چشم تو آرام مثل طعم قرارم

بوی تو پیچیده در فضای شعورم

رنگ تو جاری ست در طنین شعارم

شیر ِ کمین می شوم به دشتِ عبورت

بلکه شوی آهوانه باز شکارم

می برمت تا سکوتِ خلوت آغوش

می زنمت داد در شلوغ ِ هوارم

آبى ِ دریاى ِ آسمانى ِ رؤیا !

سبز بمان سبز تا همیشه کنارم

آینه ى پر غبار دور زمانم

پاک کن ای دست ِعشق گرد وغبارم

چشم تو دریاست بى کرانه و بشکوه

روى تو زیباست مثل شعر بهارم

           ******* 

 

      واین هم چند چارانه ی بهاری همراه با شادباش رویش نوروز

     عشق من بهار

با نغمه ى ناى و تار مهمانم کن

با بانگ خوش هزار مهمانم کن

با بارش بوسه هاى بارانی خویش

ای عشق من ای بهار مهمانم کن

    رقص نسیم

با رقص نسیم شعر باران خوش باد

در شور بهار روزگاران خوش باد

اندیشه ى خورشیدى مهرآیینان

با کورى چشم شب سواران خوش باد

    سرسبز بمان

اى پیکره ى سبز بهار دل من

تندیس ترّنم هزار دل من

سرسبز چنان نگاه سرسبز بهار

پیوسته بمان، بمان کنار دل من

        **********

    

/ 13 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد رضا حسینی مود

خالی بشود اگر دو جیبت سخت است اندوه شود فقط نصیبت سخت است هر چند درخت باشی و سبز ورها وقتی که نباشد عندلیبت سخت است! ارادتمند حسینی مود

idenshz

افرادي که نيروي انتظامي و بقيه جاها، تو محله هاي تهران گذاشتن ميخوان همه کسايي رو که جاهاي مختلف را آتش ميزنن و به قول خودشون مخل نظم و آرامشن رو شناسايي کنن

idenshz

افرادي که نيروي انتظامي و بقيه جاها، تو محله هاي تهران گذاشتن ميخوان همه کسايي رو که جاهاي مختلف را آتش ميزنن و به قول خودشون مخل نظم و آرامشن رو شناسايي کنن

احمد توفیقی نیا

سلام استاد بزرگوار جناب آقاي عندليب وبلاگ من درباره بيرجند مي باشد و در گذشته هم از تعدادي شعرهاي شما استفاده كردم. از اينكه با وبلاگ شما آشنا شدم خيلي خوشحال شدم. با اجازه جنابعالي از شعر "عشق من بهار" شما در وبلاگ خودم با ذكر منبع استفاده كردم. خوشحال ميشم به وبلاگم سر بزنيد و از نظرات خودتون منو بهره مند كنيد ... با آرزوي موفقيت

نفیسه

سلاممم دایی جون گلم [ماچ] خیلی مخلصیم وبلاگ قشنگی دارین . شعراتونم که مثله همیشه حرف نداشت[دست] موفق باشین[گل]

Neo

به یک عدد دوست دختر 17 18 ساله نیازمندیم !!!!!! پی ام بدید حال کنیم این نظرو اسپمر داده نمی خواد جواب بدید

فاطمه

با کسب اجازه از محضر استاد در استانه بهاربا سایه همنوا میشوم و نغمه ی بهارغم انگیز را درخاموشی ندای ازادی میخوانم تقدیم به شما...به جای شاد باش نوروز 89 بهار آمد ، گل و نسرین نیاورد نسیمی بوی فروردین نیاورد پرستو آمد و از گل خبر نیست چرا گل با پرستو همسفر نیست ؟ چه افتاد این گلستان را ، چه افتاد ؟ که ایین بهاران رفتش از یاد چرامی نالد ابر برق در چشم چه می گرید چنین زار از سر خشم ؟ چرا خون می چکد از شاخه ی گل چه پیش آمد ؟ کجا شد بانگ بلبل ؟ چه درد است این ؟ چه درد است این ؟ چه درد است ؟ که در گلزار ما این فتنه کردست ؟ چرا در هر نسیمی بوی خون است ؟ چرا زلف بنفشه سرنگون است ؟ چرا سر برده نرگس در گریبان ؟ چرا بنشسته قمری چون غریبان ؟ چرا پروانگان را پر شکسته ست ؟ چرا هر گوشه گرد غم نشسته ست ؟ چرا مطرب نمی خواند سرودی ؟ چرا ساقی نمی گوید درودی ؟ چه آفت راه این هامون گرفته ست ؟ چه دشت است این که خاکش خون گرفته ست ؟ چرا خورشید فروردین فروخفت ؟ بهار آمد گل نوروز نشکفت مگر خورشید و گل را کس چه گفته ست ؟ که این لب بسته و آن رخ نهفته س

فاطمه

ادامه... مگر دارد بهار نورسیده دل و جانی چو ما در خون کشیده ؟ مگر گل نو عروس شوی مرده ست که روی از سوگ و غم در پرده برده ست ؟ مگر خورشید را پاس زمین است ؟ که از خون شهیدان شرمگین است بهارا ، تلخ منشین ،خیز و پیش ای گره وا کن ز ابرو ،چهره بگشای بهارا خیز و زان ابر سبک رو بزم آبی به روی سبزه ی نو سر و رویی به سرو و یاسمن بخش نوایی نو به مرغان چمن بخش بر آر از آستین دست گل افشان گلی بر دامن این سبزه بنشان گریبان چاک شد از ناشکیبان برون آور گل از چاک گریبان نسیم صبحدم گو نرم برخیز گل از خواب زمستانی برانگیز بهارا بنگر این دشت مشوش که می بارد بر آن باران آتش بهارا بنگر این خاک بلاخیز که شد هر خاربن چون دشنه خون ریز بهارا بنگر این صحرای غمناک که هر سو کشته ای افتاده بر خاک بهارا بنگر این کوه و در و دشت که از خون جوانان لاله گون گشت بهارا دامن افشان کن ز گلبن مزار کشتگان را غرق گل کن بهارا از گل و می آتشی ساز پلاس درد و غم در آتش انداز بهارا شور شیرینم برانگیز شرار عشق دیرینم برانگیز بهارا شور عشقم بی

فاطمه

ادامه... بهارا شور عشقم بیشتر کن مرا با عشق او شیر و شکر کن گهی چون جویبارم نغمه آموز گهی چون آذرخشم رخ برافروز مرا چون رعد و توفان خشمگین کن جهان از بانگ خشمم پر طنین کن بهارا زنده مانی ، زندگی بخش به فروردین ما فرخندگی بخش هنوز اینجا جوانی دلنشین است هنوز اینجا نفس ها آتشین است مبین کاین شاخه ی بشکسته خشک است چو فردا بنگری ، پر بید مشک است مگو کاین سرزمینی شوره زار است چو فردا در رسد ، رشک بهار است بهارا باش کاین خون گل آلود بر آرد سرخ گل چون آتش از دود بر اید سرخ گل ، خواهی نخواهی وگر خود صد خزان آرد تباهی بهارا ، شاد بنشین ، شاد بخرام بده کام گل و بستان ز گل کام اگر خود عمر باشد ، سر بر آریم دل و جان در هوای هم گماریم میان خون و آتش ره گشاییم ازین موج و ازین توفان براییم دگربارت چو بینم ، شاد بینم سرت سبز و دلت آباد بینم به نوروز دگر ، هنگام دیدار به ایین دگر ایی پدیدار

روح خدا

شاهان می میرند ولی شادی مردم هرگز سال باستانی نوروز رو تبریک میگم امد دارم هماره سبز باشید و پایدار