چارانه های ناچار (8)

این زایر پاپیاده ی یاد شما

پای آبله ی جادّه ی یاد شما

در غربت بی نصیبی اش می گردد

بر گرد امام زاده ی یاد شما

 

دور از تو همیشه شاعرم چشمت را

در مشهد عشق زائرم چشمت را

بر رهگذر عبور مهتابی تو

دیری ست که من منتظرم چشمت را

 

با کوچ تو غم همسفرِ دل ها ماند

در غربت خویشتن دلم تنها ماند

تحقیرِ غرورِ من فدای سرِ تو

حیفِ دل من که پیش چشمت جا ماند

/ 46 نظر / 53 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م. صبوری

سلام به روزم با 3 رباعی و منتظر نظر شما [گل]

لیلا

غم، حادثه ، تردید، من و تنهایی این جمله خیلی تاثیر گذار بود

چمنستان

سلام اهل چمن، مشتاق دیدار شما هستند. [گل][لبخند] «چمنستان» ارگان مرکزی حزب خران! با پست جدید: «اندر حکایت غین و قاف». رسماً دعوتید!!

آرزوی

حیف دل من که پیش چشمت جا ماند!!!!

باد صبا

چارانه های ناچار تون مثل همیشه بسیار زیبا هستند موفق باشید

سید

سلام مردبزرگ وبزرگوارموقع خوردن خرمامن راهم ازدعای خیرفراموش نکنید

وبلاگ نویس کوچولو

سلام عمو سعید. قشنگ بود. راستی به من سر بزنید بروزم[گل][گل]

وبلاگ نویس کوچولو

[گل][گل][گل]